
نشانی : تهران - میدان حر - خیابان دانشگاه جنگ - باشگاه فرهنگی ورزشی سرباز - سالن آمفی تئاتر- کنگره 60
روزهای مشاوره : یکشنبه و پنج شنبه از ساعت 3 الی4 بعدازظهر
:: مدیر وب سایت : مرزبان سایت منوچهراسلامی فر
اندوهگین و ناامید نباشید، چرا که سحر نزدیک است رمان ماندگار « سووشون » نوشته بانوی داستان نویس مان زنده یاد « سیمین دانشور » را سالها قبل خوانده بودم . با این وجود صحنه های زیادی از رمان در ذهنم مانده است . عجیب اینکه حافظه ی من در طول این سالها چنان تحلیل رفته است که حتی اسامی نزدیکانم را هم فراموش می کنم ! البته جای گله و شکایتی نیست؛ بیش از سی سال زندگی در ظلمت و حضور سایه دار در زندگی به واسطه مصرف مواد مخدر، چنین تبعاتی هم دارد . به هر حال داشتم عرض می کردم، از جمله صحنه های ماندگار و درخشانی که از این رمان در ذهن و دلم مانده است بند آخر رمان است . بندی شعر گونه و تأثیر گذار به این شرح : « گریه نکن خواهرم، در خانه ات درختی خواهد رویید و درخت هایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمین ات و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت ها از باد خواهند پرسید : در راه که می آمدی سحر را ندیدی ؟ » حالا چرا به این موضوع پرداختم ؟! عرض می کنم : راستش وقتی رنج و اندوه همسفران را می بینم و یا گلایه های دردمندانه و پر حسرتشان را می شنوم، تأسفی عمیق و حسرتی استخوان سوز وجودم را در بر می گیرد؛ اما با این همه به آینده بسیار خوش بین و امیدوار هستم و یقین دارم
« سر انجام مسافران به روشنایی صادق خواهند رسید »
دلم می خواهد با تأثیر گرفتن از شعر پایانی رمان « سووشون » خطاب به همسفران بگویم : « اندوهگین و ناامید نباشید، چرا که سحر نزدیک است »
مسافر خسرو ( لژیون آقای منوچهر اسلامی )
:: مرتبط با: دل نوشته های من وتو ,
من فقط یک مسافر این جهانم من فقط یک مسافر این جهانم، بگذار هر عمل خیری که می توانم برای هرکس و یا هر موجودی که باشد انجام دهم، خدای من مگذار که از آن منصرف شده یا غفلت کنم، دیگر از این مسیر عبور نخواهم کرد. به درخت نگاه کن، به شاخه هایش پیش از آنکه دستهای درخت به نور برسند پاهایش تاریکی را تجربه کرده اند گاهی برای رسیدن به نور باید از تاریکی عبور کرد گاهی برای رسیدن به خدا باید از پل گناه گذشت . لیلی همسفر مهدی
:: مرتبط با: دل نوشته های من وتو ,
راههایی که برای ترک پسرم رفتم نتیجه نداشت تا... قبل از کنگره از چه راههایی برای ترک پسرم استفاده کردم قبل از کنگره راههایی را که برای جلوگیری از اعتیاد و ترک پسرم انجام دادم با روش های مختلف، و در مدت کوتاهی مجدداً شروع اعتیادش می شد او از راههای کوتاهی برای ترک استفاده می کرد می خواست زودتر به نتیجه برسد . تفکر من این بود که اعتیاد را باید ترک کرد و این راه را بعنوان یک بیماری اعتیاد می شناختم و نظرم این بود که معتاد نمی تواند ترک کند و اراده ندارد و او را محکوم می کردم و حتی قضاوت بی مورد می کردم . آن زمان دانشی نداشتم و بیشتر حال او را خراب می کردم و در جهل و نادانی گم شده بودم و در کوچه های بن بست زندگی گم شده بودم تلاش می کردم اما از روی اصول نبود و روش هایی انجام دادم همچون گیاه درمانی، طب سوزنی، تزریقات درمانی، UROD، خود درمانی، سقوط آزاد . ادامه مطلب :: مرتبط با: دل نوشته های من وتو , :: برچسبها: از ترک اعتیاد تا درمان ,
گاه می رویـم تا برسیـم ... گاه می رویم تا برسیم. کجایش را نمی دانیم. فقط می رویم تا برسیم ... بی خبر از آنکه همیشه رفتن راه رسیدن نیست. گاه برای رسیدن باید نرفت، باید ایستاد و نگریست. باید دید، شاید رسیده ای و ادامه دادن فقط دورت کند. باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده ... گاه رسیده ای و نمی دانی و گاه در ابتدای راهی و گمان می کنی رسیده ای مهم رسیدن نیست، مهم آغاز است که گاهی هیچ روی نمی دهد و گاهی می شود بدون آنكه خواسته باشی! ادامه مطلب
اعتیاد، جایگزینی مزمن است معضل اعتیاد و روند رو به رشد آن به خصوص در بین جوان ها، زنگ خطر را برای خانواده ها و جامعه به صدا در آورده است . آمارهای غیر رسمی معتادها، قابل هضم و درک نیست . اگرچه با تحرک اخیر نیروی انتظامی، منطقه خاک سفید تهرانپارس پاک سازی شده، اما تا وقتی که معتاد هست، مواد مورد نیاز را به هر قیمتی تهیه خواهد کرد و توزیع کننده های مواد مخدر در رنگ و لباسی دیگر و در محلی دیگر به فعالیت مخرب خود ادامه خواهند داد . مشکل، تنها در عرضه ی فراوان و قیمت ارزان مواد مخدر نیست، بلکه بهتر است مسأله ی اعتیاد و معتاد را با دیدی تازه ونگرشی نو بررسی کرد و تصورهای کهنه و آزموده های غلط را کنار گذاشت و طرحی نو به کار برد . در هشت سال اخیر با پشتکار مردی وارسته و چهره ای شناخته شده که خود طعم تلخ اعتیاد و تباهی های آن را در طول سال های متمادی چشیده و به راه ابتکاری و منحصر به فردی دست یافته است . به سراغ « مهندس حسین دژاکام » می رویم و ساعت هایی را در کنار او و جمع همکارانش سپری می کنیم . آن چه پیش رو دارید، مصاحبه با دبیر اجرایی کنگره ی 60 و دیدگاه های ایشان نسبت به مساله ی اعتیاد و راه کارهای خلاصی از آن است . آقای مهندس از این که دعوت ماهنامه ی « شادکامی » را پذیرفتید، ممنونم، خواهش می کنم در مورد روش کنگره ی 60 توضیحی بدهید . در حقیقت من صورت مسأله اعتیاد و درمان حقیقی آن را شکافته ام و روشی را که به آن دست یافته و در کتاب « عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر » مطرح کرده ام، روش جدیدی است که تاکنون سابقه نداشته است . این روش همانگونه که مورد اسقبال هم وطن هایم قرار گرفته، با استقبال خارجی ها هم مواجه شده است و به طور مرتب هیأت های علمی و تحقیقاتی از کشورهای دیگر به ایران می آیند و با شرکت در جلسه های کنگره ی 60 و انجام مصاحبه، تحقیق های گسترده ای را آغاز کرده اند .
ادامه مطلب :: مرتبط با: تحقیقات ,
حس همسفر به راهنما آن وقت که جز خدا کسی حرف هایم را نمی فهمید تو مرا در آغوش گرفتی آنقدر صبر کردی تا اشکهایم از ریزش خسته شدند آنقدر صبوری کردی که چشمهایم تسلیم صبر تو شدند زمانی که هیچ کس مرا نمی فهمید تو فهمیدی، زمانی که همه تنهایم گذاشتند تو ماندی، بلکه تو در همه زمان مرا با آغوش گرمت، گرم کردی با دستان نرمت، آرامش را به من عطا کردی نمی دانم به چه نام صدایت کنم آنقدر بزرگی، مهربانی، رئوفی، زیبایی که نامی برایت پیدا نمی کنم تو یک فرشته ای که هیچ جا پیدا نمی شود فرشته ای که محبت، محبت و محبت درس اول و آخرش است تو در یک زمان همه خانواده من بودی و اکنون همهوجودم هستی دوستت دارم هر چه دنیا را زیرورو کردم هیچ چیز نیافتم که لیاقت تو را داشته باشد و اگر هم دنیا را برایت جمع کنم یک لحظه آرامشی را که در زندگی برایم خلق کردی را جبران نمی کند بنابراین فکر کردم همه وجودم را به تو هدیه کنم ببخشید هدیه ی کوچکی است در وسع و اندازه ی من . فرزانه همسفرعباس با شاد باش و تبریک به کسی که در سخت ترین و نمناکترین روزهای زندگیم توانستم به شانه اش تکیه بزنم و زمزمه های محبت ودرس خوب زندگی کردن را از او بیاموزم و هیچ گاه آن روزها را فراموش نمی کنم و بهترین ها را برایتان آرزومندم زهرا همسفر عبدالله با سپاس از فرشته ای که همچون مادر مهربان دست محبتش را به سوی من دراز کرد و تنهایی شکست و فانوس روشن برای راه تاریک زندگی ام شد . مهتاب همسفر عبدالله از طرف همسفران لژیون خانم فرزانه مشهوری ( همسفر جاسبی ) ☺☺☺☺☺☺☺ مادر تو بهترین و زیباترین داستان حیاتمان هستی، تو که به من درس زندگی آموختی، ستاره ها نمایی از نگاه توست و مهتاب پرتویی از عطوفتت و سپیده حکایتی از صداقتت و قلم ازنگارش شکوه تو، ناتوان است و هزاران شعر در ستایش مدح تو اندک . تو کتاب همیشه گشوده ایثاری، تو در مزرعه زندگی مان بذر سپید مهر می کاری، تو همانند آسمان زلالی و چون باران بخشنده طنین صدایت همانند نجوای نسیم است با گلهای بهاری و برق نگاهت چون پرتو خورشید تابان از خدا برایت سلامتی، سعادت، سربلندی آرزو می کنم و بر دستهای پر مهرت بوسه می زنم . نیسم همسفر مجید استاد عزیزم : رهنمودهای زندگی به آسایش و آرامش رسیدن و درست زندگی کردن را از تو آموختم . مرا از تاریکی به روشنایی ها بردی خالق یکتای خودم را در کنار تو عزیز و در تمام جهان هستی مجسم می کنم زبان قاصر است از توصیف تو چگونه میتوانم دستهای پر مهر و محبت را از دستان سرد خودم رها کنم چراغ راهم بودی و مرا به روشنائیها نزدیک کردی هرگز این عشق و قلب پر مهرت را فراموش نخواهم کرد هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که راست نباشد هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که پیش نیاید فقط چشم و امیدت به خدا باشد صدیقه همسفر حمید از طرف همسفران لژیون خانم زهرا حاج محمدی
:: مرتبط با: دل نوشته های من وتو , :: برچسبها: قدردانی همسفر از راهنما ,
جلسه امروز پنجمین جلسه از دوره هشتم جلسات آموزشی عمومی کنگره 60به نمایندگی شعبه حر در تاریخ 10/2/91 با استادی آقای سبزه ای و نگهبانی آقای اکبر ممی زاده و دبیری اینجانب علی مرتضایی با دستور جلسه :جایگاه راهنما در کنگره راس ساعت 30/16 آغاز بکار نمود ![]() در کنگره کمک راهنماهای عزیز وقتشان را می گذارند ...بدون هیچ چشمداشتی تا به همنوع خود کمک کنند تنها چیزی که باعث حرکت آنها می شود عشق است ...و همه ما وظیفه داریم از تک تک این عزیزان قدردانی کنیم . یک راهنما برای رسیدن به این جایگاه چندین امتحان پشت سر می گذارد و باید مورد تایید شورا قرار بگیرد و از نظر علمی باید به نقطه ای رسیده باشد که به رهجو هایش سرویس بدهد.سفر دومی های ما سعی کنند این سرویس هایی را که گرفتند جبران کنند. وقتی یک راهنما به رهجوی خود آموزش می دهد پروسه درمان خودش هم کامل می شود.برکات خداوند فقط باران و برف نیست بلکه خداوند استادانی را برایمان می فرستد که به وسعت آسمان وروشنایی نورند همه ی ما سعی کنیم فراموش نکنیم که ... انسان برای اینکه پیشرفت کند در هر کاری به استاد نیاز دارد ...از همینجا به همه راهنماهای مسافران و همسفران خسته نباشید می گویم و برایتان آرزوی موفقیت می کنم
:: مرتبط با: اخبار جلسات روزهای یکشنبه , :: برچسبها: جشن کمک راهنمایی ,
|
|
|